jump to navigation

نوامیس! ژوئن 25, 2008

Posted by annacqua in Blogroll.
Tags: , ,
2 comments

یکی از چیزایی که با شنیدنش دندونامو رو هم فشار می دم ترکیب اضافی نوامیس مردم هست!!

من به این کاری ندارم که حجاب بگذارند خانم ها یا نگذارند با این مشکل دارم که می گند: جرم: تجاوز و… به «نوامیس!» حفظ ناموس! و… واژه ناموس واژه ای هست که قرن ها ازش استفاده میشه و یعنی آبرو.ولی طی سالیان به طرز جالبی تبدیل شده به زن! بعد اگه تو به یک زنی بد نگاه کنی یعنی بی ناموسی!!

البته می گند این تو باور های دینی ما جا داره … مرتیکه کدوم باور دینی؟! شما که قبل از ازدواج کردنتون همه رو دید می زدید یهو بعد ازدواج باور دینیت می ره بالا؟! به هدف متعالی ازدواج هم رسیدیم!! بله رشد معنویت در زوجین!

اینا باور دینی نیستند! چقدر مگه ما گوشامون درازه آخه!! اینا یعنی اون حلقه ازدواجت، حلقه بندگیه! یعنی حتی تو اگه یک شوهر با فرهنگ هم داشته باشی یک جامعه به واسطه یک گذشته فاجعه و یک سری ملا که هر روز تبصره ای مبنی بر ازدواج سوم و چهارم و حرم سرا آزاد(!!) تصویب می کنند بهت از دید یک عروسک نگاه می کنند.یعنی تو وقتی ازدواج می کنی جز ملک شخصی اون آقا می شی…

من نمی گم که چرا ما زن ها این وضعیت رو داریم عکس نیست قضیه… تنها می گم چرا شرایط مساوی نیست؟!چرا ما باور نمی کنیم که با هم مساوی هستیم با وجود تفاوت هامون؟

“بله در قرن 19 در انگلستان زن اجازه خروج از خانه هم نداشت حتی! ببینید در اونجا اصلا زن رو به حساب نمی اوردن”

بله در قرون وسطی و حتی تا همین 1 قرن پیش زن در غرب پوچ بود! خالی بود! بله ما در اون زمان ها هم یک امپراطوری داشتیم! ما کوروش داشتیم… آنها بودند… ما بودیم… یک لحظه فکر کن به حرفات! بودند… بودیم… الان اونا کجاند؟ ما الان کجاییم؟

من نمی گم در امریکا زن ها حقوقشون کاملا رعایت میشه.من چنین ادعایی اگر هم داشتم با دیدن انتحابات امریکا و برخوردی که با هیلاری کلینتون شد حرفمو پس گرفتم! اما خوب می تونی ببینی که اونجا بازم تو صحنه های سیاسیشون چقدر حضور زن ها پررنگ تره.البته شاید بهتر باشه بگم در اکثر صحنه هاشون…

زمان فوریه 17, 2008

Posted by annacqua in Blogroll.
Tags:
2 comments

هیچ زمانی واسه پشیمانی نیست. هیچ فرصتی برای برگشت نیست و هیچ رمقی برای اشک ریختن!  تنها انتخاب ادامه دادن و جلو رفتن هست… هیچ انتخاب دیگه ای نیست و هیچ بازگشتی در کار نیست…

مدت هاست که دارم سعی می کنم این جملات رو درک کنم!!!!!! اما هر بار سنگین تر از دفعه ی قبل می شند!

بازی فوریه 5, 2008

Posted by annacqua in Blogroll.
Tags:
add a comment

من این بازی رو می برم! مطمئنم و تا حالا اطمینان من به من دروغ نگفته

فقط زمان می خوام، شاید یک هفته،شاید یک ماه، شاید یک سال، اما مطمئنا به 2 سال نمی کشه!!

انتخاب فوریه 5, 2008

Posted by annacqua in Blogroll.
Tags:
add a comment

زندگی بهم یاد داده بود که همیشه باید چندین انتخاب داشته باشم وگرنه ول معطلم!

اما مدت هاست که فقط یک انتخاب جلوم می بینم.